بی تـــو....

عشق من ملیحه

افسوس واسه عمر گذشته
و واسه بغضی که تو گلوم نشسته افسوس....
حقیقت وجودت را برایم معنا کن دستهایت را بسویم باز کن
حقیقت وجودت را برایم معنا کن
اجازه بده از شراب عشقت بنوشم
مستم کن و از تنهایی دورم کن
تنهای تنهایم.....
سکوت آزار دهنده ای توی وجودمِ
تنهاترین من
تنهای تنهایم.....
دستهای خالی مرا بگیر
مهربانترین من
تنهاترینم من
با لبخندهایت سکوتم را بشکن
با دستهایت از تنهایی دورم کن
با چشم هایت مرا با زندگی آشتی بده
تنهای تنهایم.....
با من بمان

اگه با دیدن من غم تو دلت جا می گیره ، می میرم که تا ابد قلب تو آروم بگیره ، اگه با بودن من باغ تو ویرونه می شه ، می میرم اما می دونم دل بی تو دیوونه می شه .
سرنوشت ننوشت اگر نوشت بد نوشت اما اینو بدون سرنوشت رو نمی شه از سر نوشت
میگن واسه عشق باید دنیا رو داد تو که دنیای منی باید چیکار کنم؟
غروب شد گل آفتابگردون تو آسمون دنبال خورشید میگشت یه ستاره بهش چشمک
زد اماگل سرش رو انداخت پایین میدونی چرا؟
چون گل ها هیچ وقت خیانت نمیکنند.
گریه هایم بیصداست تنهاییم بی انتهاست
ردپایه اشکهایم را بگیر تا بدانی خانه ی عاشق کجاست
من عاشق فصل پاییز و زمستونم چون وقتی بارون میاد دوست دارم با یک دوست راه برم قدم بزنم حرف بزنم یک دوست که از ته دل دوست داشته باشمش یک دوست که ارزش بیشتر از جان داشته باشه تا بتونم جونم رو فداش کنم
هر منتظرتم تو که بی وفایی ولی من سر قولم هستم همیشه دوست دارم این رو هم میدونم تو هم سر قولت هستی یعنی امیدوارم که باشی کاش میتونستی این جمله ها رو بخونی دوست دارم عشق همیشگی من

به اوج دل نشاندمت به رهگذار زندگی
زمانه گر خــــــزان شود تـویی بــــــــهار زنــدگی
به پـــــاکی دلــــت قــــــــسم که دل ز تـــــــو نمی کشم
که تــــــــــکیه گاه من تـــــــــویی در این بـــــــــــــــهار زنــــــــــــدگی
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد :
او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.
او می گوید نه وچیز بهتری به تو می دهد.
او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد.
وقتی که گریه کردیم گفتن بچه ای
وقتی خندیدیم گفتن دیوونه ای
وقتی جدی بودیم گفتن مغروری
وقتی شوخی کردیم گفتن سنگین باش
وقتی سنگین بودیم گفتن افسرده ای
وقتی حرف زدیم گفتن پر حرفی
و وقتی ساکت شدیم گفتن: عاشقی!!!
ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم
به تو و کلبه عشقمان بالیدم
تو همه گمشده ام شدی
حال که اینچنین شیفته توام باش تا در کنارت آرامش بیابم
ملیحه با همه وجودم دوست دارم
به کجا میروی ای عشق؟
به کجا؟
صدای قلب مرا بشنو
و به سویم بیا
که همانا ساز دلم با نوای قلبت یکیست
و این دل تا ابد برای تو میسازد
و برای تو میسوزد
به سویم بیا ...
که این ساز شکسته خوش نوایی دارد
عشقم تا آخر عمرم باهاتم
گفتم نرو پرپر میشم گفتی: میخوام رها باشم گفتم: آخه عاشق شدم گفتی:میخوام
تنها باشم گفتم: دلم گفتی: بسوز گفتی: یه عمری باز هنوز گفتم: پس عمرم چی
میشه گفتی: هدر شد شب و روز گفتم: آخه داغون میشم گفتی: به من خوش
میگذره گفتم: بیا چشمام تویی گفتی: آخر کی میخره گفتم: منو جنس میبینی
گفتی: آره بی قیمتی گفتم: یه روز کسی بودم با من نکن بی حرمتی گفتم: صدام
میمیره باز گفتی: با درد بسوز بساز گفتم : حالا که پیر شدم گفتی: که از تو سیر
شدم...
گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونهاي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!
اشك در چشمان من طوفان غم دارد
ولي خنده برلب ميزنم تا كس نداند درد من
تورا جز سختي راهت غمي نيست
درون كوله بارت ماتمي نيست
بدان دوري زتودرد كمي نيست
بی تـــو این چشمه سار شب آرام، چشم گرینده ی اهوان است.
بی تـــو این دشت سرشار، دوزخ جاودان است.
بی تـــو مهتاب تنها ی دشتم
بی تـــو خورشید سرد غروبم
بی تـــو بی نام و بی سرگذشتم
بی تـــو خاکسترم
بی تـــو ای دوست
بی تـــو این خانه تاریک و تنهاست
بی تـــو خفته بر لب سخنهاست!
بی تـــو خاکسترم
بی تـــو ای دوست!
ازگل پرسیدن عشق چیست؟گفت پرپر شدن
از زمین پرسیدن عشق چیست؟گفت لرزیدن
از اسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن
از انسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان ندایی از درونش گفت جدایی
اگر ادمی زندگی را دوست داشت در آغاز تولد نمی نگریست
لحظات را طی کردیم تا بهخوشبختی رسیدیم اما وقتی رسیدیم فهمیدیم خوشبختی همان لحظات بود
هر چیز دنیا شنیدنش بزرگتر از رسیدن به ان است و هر چیز از اخرت دیدن و رسیدن به ان بزرگتر شنیدن آن است
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم سکوت رافراموش نمی کردی
تمامیه ذرات وجودت عشق رافریاد میزد
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم چشمهایم را میشستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهایه یک عشقه زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم همه چیز را فدایم میکردی
همه چیزها که یه عمر بخاطرش رنج کشیدی
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم
همه آن چیزها که در بندت کشیدی رها میکردی
غرورت را.....قلبت را......حرفت را
اگر میدانستی که چقدردوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش میدانستی که چقدردوستت دارم
و مرااز این عذاب رها میکردی
در حسرت دیدار تو آواره ترینم.....
